دیالوگ
93/03/26 ساعت

ناصرالدین شاه : کار جهان ، به اعتدال راست می شود ... همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید ... اتابک بدش نیاید ... ما که صدر اعظم مثل بیستمارک نداریم که نقاش باشی آن طوری داشته باشیم .... برگردید به ولایت.اتابک : استاد ، ایرانِ کوچک رو دست تنها نگذارید .کمال الملک : شما از ایران دست بردارید ، مملکت بزرگی میشه .

(کمال الملک – علی حاتمی(

--------------------------

حبيب: چرا نيومدي در دكون مجيد: امروز جمعه است، تعطيليه حبيب: امروز دوشنبه است، خيلي داريم تا جمعه مجيد: نخييير، تو اون تقويمه كه آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عيدي داد امروز جمعه است حبيب: (با پوزخند)اون تقويم باطله است مجيد: واسه من جمعه جمعه آقامه، شنبه شنبه آقامه، خواه مرده، خواه زنده، جخ تقليد مرده جائزه، آقا ميگه پا منبر، زكي اينوووو.. ..

سوته دلان - علی حاتمی

--------------------------

حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافی بازی فیناله، آجیل مشکل گشاشم پنالتیه... گیرم که این جور وجودا موتورشون رولزرویسه، تخته گازم نرفتن سر بالایی زندگیو... دینامشون وصله به برق توکل... اینه که حکمتش پنالتیه...یعک شوت سنگین، گله... گلشم تاج گله... قرمزته، آبیه آبلیموجات...

مادر - علی حاتمی

------------------------

هر کس بخاطر ظلمي که بهت کرده، مستحق مجازاته، اگه ببخشيش، اونو از حقش محروم کردي

(Dogville)

---------------------------

من نميخوام اذيتت کنم، من قصد ندارم به تو آسيبي برسونم

من فقط ميخوام مغزت رو داغون کنم، ميخوام درست مغزت رو داغون کنم.

(Shining)

-------------------------

سرهنگ: دلم ميخواد روي يه تخت بزرگ دراز بکشم و مغزمو متلاشي کنم.

چارلي: درست شنيدم سرهنگ ؟ گفتين ميخواين خودتونو بکشين؟

سرهنگ : نه. گفتم ميخوام مغزمو متلاشي کنم!

بوي خوش زن (Scent of a Woman)

----------------------------

مکس : تو یه خانواده ی فرهنگی متولد شدم و زیاد کتاب خوندم . ولی بعد از خوندن یه عالمه کتاب فهمیدم که کتاب خوندن زیاد باعث میشه که آدم چیزایی رو بفهمه که نباید بفهمه .

(mary & max)

نوشته شده توسط حسین زینالی | موضوع: دیالوگهای ماندگار | لینک ثابت |
پیش تولید فیلم کوتاه : آن شب بارانی
93/01/23 ساعت

پیش تولید فیلم کوتاه : آن شب بارانی ...

نویسنده و کارگردان : حسین زینالی

 


برچسب‌ها: فیلم کوتاه, آن شب بارانی, حسین زینالی, فیلم مرند
نوشته شده توسط حسین زینالی | موضوع: فعالیتهای اورانوس فیلم | لینک ثابت |
نگاهی اجمالی بر فیلم کوتاه
92/06/20 ساعت

توضیح : این دست نوشته نگاهی تحلیلی ، شخصی در زمینه فیلم کوتاه و جایگاه آن در سینمای امروز است.امید است دوستداران و صاحب نظران هنر  با سعه صدر این تحلیل را مطالعه فرمایند و خوشحال خواهم شد زمینه بحث و تبادل نظر را در ملاقات حضوری یا در کامنت همین مطلب شاهد باشم

بسياری برای شهرت، عده ای برای شهوت و تعدادی برای صداقت و خلاقيت به عرصه سينما پا می گذارند،نا متخصصین و عشق سر داشتن در سران ،بیدادها میکنند در این وادی و هر نامحرمی اهل دل خود را نشان میدهد.ناکارآزمودگانی که از فقر فرهنگی و هنری مناطقی خواص بهره جسته و نام هنرمند بودن را بالاجبار بر مردم نا آگاه تحمیل میکنند و آنگاه که درپشت میز سوالاتی ساده چون نابخردان به چهار میخ کشیده میشوند ،فغان و درد از نبود امکانات سر میدهند که اگر امکانات بود اینچنین اثری ز ما نمی دیدید.کاش سنگی بر غرور و شهرت و شهوت پرستی این مردمان کوته بین و تنگ نظر فرود آید که ای مگسان ! عرصه سیمرغ نه جولنگه توست،عرض خود می برید و زحمت ما می دارید. به هر روی تقصیر از جانب این کوته فکران قلدر مآب نیست ، زیرا خلاء مدیریت قاطع و دور اندیش در برخی زمانها باعث رشد و نمو کردن چنین گیاهانی هرز در وادی هنر میشود. هرزانی که تمام زیبایی ها و خلاقیت های این هنر را در کام خویش میکشند و به مصرف و سیراب کردن ولع سیراب ناپذیری شهرت و شهوت خود و چه زیبا سخنی فرمود استاد شهید که : انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...نبود جایگاهی برای عرضه واقعی اثر هنر ، بالخص نمایش فیلمهای کوتاه عاملی دیگر در عوامل هزار پیچ این مشکل است از آنجا که هيچ گاه جايی برای عرضه و اکران اين گونه (فيلم کوتاه) سينمايی نبوده است عرصه فيلم کوتاه همواره محلی برای گذر بوده است.تا کی می توان با شعارهای عده ای برای کارا بودن و تأثير گذاری آ ن تبليغ کرد؟ چرا که بسياری را می شناسيم که تا بحال حتی يک فيلم کوتاه هم نديده اند.

فبلم کوتاه نه برای شهرت خواهان و نه برای شهوت پرستان محل مناسبی نيست بلکه پلکانی است برای آشنايی، آن هم نه برای هنر و متأسفانه هيچ گاه شاهد هنرمندان حرفه اي در اين عرصه نخواهيم بود.فیلم کوتاه همواره محفل خوبی برای هنرمند ماندن بوده است، و بر خلاف تصور عام هرگز مختص جوانان بی تجربه نبوده و نیست. ولی مسیر و جایگاه فیلم کوتاه در ایران مثل بسیاری دیگر به سمتی گروید که از هنر و هنرمند در غالب اوقات فقط یک اسم ماند گاهی برای روزنامه ها و گاهی برای صاحبان آن . البته برای هنر صاحبی نیست ولی برای هنرمندان صاحبانی پیدا شد.گاهی جشنواره ها و گاهی شهرت (برای ورود به سینمای حرفه ای). البته کسانی پیدا شدند که به همت دوستان و قلکهایشان و به مدد خلاقیت و وجود دوربینهای دیجیتال به سمت مستقل بودن خود و نزدیک شدن به هنر قدم برداشتند. قدمهایی که گاه در جلوی آن چاله ای کندند و گاه از آن برای انحرافی دیگر سوء استفاده شد. که گاهی عاملش خودی و در اغلب موارد...........

چه بسیار کسانی را می شناسم که مستقل (هنرمند) بودنشان را بی ارزش فروختند به هنرمند خواندنشان. چرا که تا ابد نمی توان در خفا هنرمند بود وبرای هنر زندگی کرد. باید قبول کرد که زندگی سخت است و سینما هنری است در دست صاحبان آن که هر زمانی از آن استفاده ای میکنند. مادی، سیاسی و اگر فرصتی پیش آمد هنری.

هنگامي كه درباره فيلم ها صحبت مي كنيم. معمولا به اين موضوع اشاره مي شود كه فلان فيلم حرف تازه اي نداشت و يا ندارد. و اين مطلب انگيزه نگارش اين خطوط شد.شكسپير هملت را بر اساس اسپنيش تراژدي نگاشت. پس هملت حرف تازه اي نبود اما بياني تازه, قوي و به ياد ماندني داشت و قدرتي كه آن را جاودانه كرد. کسی نام اسپنيش تراژدی را نشنيده و اما همه هملت را می شناسند. نمونه هاي زيادي از آثار كلاسيك جهان بارها و بارها دستمايه فيلم سازان مطرح دنيا شده است. وقتي چندمين نمونه مكبث توسط ارسن ولز ساخته شد همه داستان آن را مي دانستند. مفاهيمي هم چون عشق, خيانت ,تنهايي, نبرد نيكي و بدي از يك طرف و مسائل اجتماعي مثل فقر و فحشا و بيكاري از طرف ديگر همواره دستمايه هنرمندان بوده و هست. دغدغه هاي انساني از آغاز و تا امروز همواره وحدتي داشته اند.

هنرمندان خلاق براي بيان اين دغدغه ها و نيازها و رنج ها و غيره بياني نو مي يابند اما هسته يكي است. مثلا ارباب حلقه ها و فيلم هاي بيشمار ديگري كه بياني نو براي نمايش نبردهاي حق و باطل, فداكاري, ايثار, دوستي و عشق و غيره و غيره دارند پس ممكن است اثري حرف نو نداشته باشد اما نگاهي نو داشته باشد كه پيام رساي آن حرف تكراري باشد. بيان و برداشتي نو كه بيننده و يا مخاطب را به وجد آورد. اين که فيلم سازان بزرگ فيلم را جزييات آن می دانند و نه کليات هم به نوعی به اين موضوع اشاره می کند. طرح داستانی گاهی موضوعی واحد است ولی جزييات و ريزه کاری ها و تصاوير خلاقانه و تکنيک و ... گاهی به خلق اثری نو منتهی می شود که نمونه ای نداشته است.اين كه سينماي خاص ايران در سال هاي اخير به علت فيدبك خوب جهاني به نمايش فقر و محدوديت هاي اجتماعي و ... پرداخته است و نمايش اين تلخي ها مخاطبان را گاهي بيزار و بی علاقه مي كند به علت نبود بيان تازه و تفكر برانگيز است و نه به خاطر سوژه اي كه تكرار مي شود

فيلم کوتاه، قلمرويی است برای بيان خلاقيت های فردي که در تضاد با تظاهرات تجاری و ساخت و ساز فيلم بلند است.به طور کلی سينما با فيلم کوتاه شروع شد و در واقع عصر سينمای کلاسيک آمريکا نيز دوره پررونقی از نمايش فيلمهای کوتاه بود. کوتاه بودن يک فيلم هيچ گونه اطلاعات مضمونی و يا فرمالی در اختيار ما نمی گذارد. حيطه ای که در آن فيلم کوتاه استثنايی و غير متعارف تلقی می شود سينمای داستانگوست

گريفيث هنر داستانگويی در فيلم کوتاه را با انبوه فيلمها به کمال رساند. طرح داستانی که برای فيلم کوتاه در نظر می گيريم مسلما متفاوت با طرح داستان فيلم بلند است. ممکن است طرح داستان مورد نظر برای فيلم کوتاه ساده باشد تا بتوان در فرصت کمی آن را پرورش داد و يا ممکن است پيچيده باشد تا در آنها اطلاعات به صورت فشرده بيان شود.فيلم کوتاه بايد جسورانه يا جريان ساز باشد

تارکوفسکی، استاد مسلم سينما، در مورد فيلم کوتاه می گويد:

فيلم کوتاه فرصتی است برای پيکر سازی در زمان يا پيکر سازی از زمان.


برچسب‌ها: تارکوفسکی, فیلم کوتاه, ارسن ولز, گريفيث هنر
نوشته شده توسط حسین زینالی | موضوع: | لینک ثابت |
نکاتی در باب فیلمنامه کوتاه
92/06/02 ساعت

بهترین فیلم های کوتاه اغلب لحظه هایی هستند که بطور عادی اتفاق می افته اما دارای داستانی درون خودشون هستند . مثله کشمکشی که باید حل بشه و یا محدودیت زمانی که برای کاری وجود داره. در واقع فیلم کوتاه بهانه ای برای شکستن قوانین نیست ، بلکه فرصتی هست  تا حد امکان به مرزهای قوانین سینماتیک برای داستان گویی فشار بیاره....


برچسب‌ها: فیلمنامه, فیلم کوتاه, قوانین سینما, فیلمنامه کوتاه
نوشته شده توسط حسین زینالی | موضوع: نکاتی برای فیلمنامه کوتاه | لینک ثابت |
جامعه مرده
92/05/13 ساعت

مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که:چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند ؟ اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود ؟ این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم . دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است . تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است . اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود و این نشانه یک جامعه مرده است ، ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که : متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر...


برچسب‌ها: فیلم کوتاه, فیلم مرند, جملات ماندگار
نوشته شده توسط حسین زینالی | موضوع: خارج از محدوده | لینک ثابت |